خرید بک لینک
مجموعه ی داستانی آرامش آنجاست که دل آنحا باشد اثر: الهه برزگر نویسنده،شاعر و ترانه سرای خوب کشور قیمت:۱۵۰۰۰تومان عزیزانی که این کتاب را تهیه می کنند برای کتاب بعدی این نویسنده که بزودی عرضه می شود شامادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 22:31

⚜گلهای آبی کوچولو⚜دومی بچه که بودم یه باغ داشتیم. یه باغ نقلی. مامانم توش سبزی میکاشت. هرروز صبح میرفت توی باغ که فقط یه کوچه با خونمون فاصله داشت و دم ظهری برمیگشت. اکثر اوقات منم با خودش می برد. از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 22:31

⚜گلهای آبی کوچولو⚜اولی بچه که بودم از اون گلای آبی کوچولو دور و اطراف باغمون رشد میکرد. اونقدر ریز بودن که به تنهایی دیده نمیشدن ،واسه همین کنار همدیگه به دنیا میومدن. میرفتم ساعتها مینشستم بالای سرشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 22:31

⚜گلهای آبی کوچولو⚜سومی اهمیت دادن به چیزای کوچکی که دیده نمیشن خیلی هیجان انگیزتره! گلهای آبی کوچولو توی خونه ی جدیدشون هرروز و هرروز به جمعیتشون اضافه میشد و باغچه ی کوچولوم هربار که میرفتم و بهش ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 22:31

ظهر یک روز داغ تابستانه ، روی شاخ و بال پرپشت یک درخت کهنسال،درست وسط حیاط یک خانه ی قدیمی، گنجشک قهوه ای مدام از این طرف به آن طرف میرفت. افکارش اشفته بود. هرروز بیدار شدن و رفتن دنبال آب و دانه، تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 22:31

مجموعه داستان " از جایی که تویی " به قلم الهه برزگر قیمت:۱۹۰۰۰تومان انتشارات بین المللی گیوا عناوین داستان ها: التهاب بی نظیر دست های کوچک شب شصت و یک روز بی خوابی طرحی برای بهشت هزار اینه یک ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 22:31

  یکبار برای همیشه، دلم میخواهد به گذشته بازگردم و بنشینم سر کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا رفیعی تاريخ: شنبه 30 تير 1397 ساعت: 18:55


خود را میان کاغذها بجای میگذارم.
میان خطوط
میان نوشته های ریز و درشتم.
روزی اگر نبودم ،
مرا در این حوالی
زنده بدارید.
زنی که از غزلواره های زندگی ،
عاشقانه ها میگفت..

-الهه برزگر-

برچسب: احوال, نویسنده: پرنیا رفیعی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 5:11

قدیمها شبها میخوابیدند. شب که می امد میشد مایه ی آرامش ، خوابت میگرفت سر شبی؛ حالا اما اوضاع فرق کرده.. نسلی شده ایم شب بیدار. روزها میخوابیم. شبها برایمان نه مایه ی ارامش است نه دیگر خوابمان میبرد! فقط پر از سکوتیست که حاصل تمام سرنوشت گنگمان است.. که نتیجه ی تمام پرحرفی های نگفته یمان است. حالا اما، روزها را میخوابیم.. شاید کمتر بفهمیم داریم باخودمان چه میکنیم! دیگر حتی لالایی هایمان هم اثرش ازادامه مطلب

برچسب: داریم,خودمون,چیکار,میکنیم؟,میدونه؟؟؟؟؟, نویسنده: پرنیا رفیعی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 5:11

لطفا به ادمهای قوی استراحت بدهید! انها هم نیاز دارند کسی باشد که در عمق فاجعه برایشان بترسد و نگران جانشان شود.. قوی بودن به اندازه ی کافی عذاب اور بوده، شما دیگر سنگین ترش نکنید! ادمهای قوی نیاز بیشتری به محبت دارند. محبتی که داغ تمام اتفاقات افتاده و نیفتاده را بشورد و ببرد. همانها را خنجر شده و روح تراشیده اما قوی بوده اند و اجازه نداشتند دم بزنند. ادمهای قوی هم گاهی نیاز به کودکی دارند. خود ادامه مطلب

برچسب: ادمای,بیشتر,نیاز,محبت,دارن,نه؟؟, نویسنده: پرنیا رفیعی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 5:11

صفحه بندی